نقد و داوری بر ترانه ، به قلم احسان سلطانی ( قسمت اول )

 

 

هواداران ترانه بسيارند ، و اينكه همه ي هواداران از يك پنجره ،

ترانه را بنگرند ، جداي از آن كه ناشدني است ، زیبا هم نيست .

 

از پنجره هاي مختلف مي توان ترانه را بيش تر و بهتر نِگريد و

وانگريست ،

هستند پنجره هايي كه بلندند و قامتمان به آن ها نمي رسد تا به ترانه بنگريم ،

بايد كتاب زير پايمان بگذاريم تا قامتمان بلندتر شود ،

 بايد بر روي چند كتاب برويم تا به پنجره برسيم ،

كتاب ها مي توانند مختلف باشند ،


ولي كتاب هاي " ترانه "،  " انديشه " ، " هزاره ي جديد" و " نقد" بايد

جزو كتاب ها باشند ،


كتاب هاي"   تنبلي" و " كدورت " و " كليشه" ما را به پنجره نمي رسانند .

 

اما همه ي پنجره ها به ترانه ي نوين آينده دار باز نمي شوند ،


به ترانه ي نوين هوشيار گشوده نمي شوند ،

به ترانه ي نوين روشن ، چشم انداز ندارند.

بعضي پنجره ها رو به " ابتذال " هستند و بعضي رو به " ديروز" .

بر آنم درباره ي شيوه ي داوري بين پنجره ي خوب و بد صحبت كنم ،

مي خواهيم  با هم ببينيم به چه ترانه اي مي گويند ترانه ي خوب ،

به چه ترانه اي مي گويند بد .

كدام ترانه ها عالي هستند و كدام ، اصلاً ترانه نيستند .

 

اين مقاله ، البته طولاني است و در چند قسمت به اتمام میرسد چرا که

بررسي و داوري در باب ترانه زمان مي خواهد .

پس  پا به پا  پيش مي رويم .

به اميد اين كه به هنگام به پايان رسيدن اين مقاله ي چند قسمتی

نگرشمان به ترانه ، حرفه اي تر از پيش شده باشد .

 

 

 

دكتر شفيعي كدكني مي گويد :


بايد كوشيد و تعريف جامعي از شعر به دست داد كه هم بر

قصايد ناصرخسرو وهم بر شاهنامه ي فردوسي و خمسه ي نظامي و

هم بر غزليات شمس مولانا و غزليات حافظ و هم بر غزليات صائب و

بالاخره شعرهاي نيما و اخوان ثالث وبامداد ، منطبق شود و حتي نمونه هاي

درجه ي دوم و سوم شعر هر دوره را نيز در شمول خود بگنجاند ،

به گونه اي كه شعرهاي امثال قاآني و سروش درقرن سيزدهم و شعرهاي

گويندگان عصر مشروطيت را ، با تفاوت درجاتشان ، شامل شود .


وقتي مجموعه ي اين گونه آثار را در نظر مي آوريم ، مي بينيم كه :


شعر گره خوردگي عاطفه و تخيل است كه در زباني آهنگين شكل گرفته است

 

) به 5 عنصر عاطفه ، تخيل ، زبان ، آهنگ و شكل دقت كرديد ؟)

 

دكتر شفيعي كدكني در ادامه مي گويند :

در اين تعريف ، پنج عنصر اصلي ديده مي شود ، كه هر شعر ، به گونه اي ،

از هر كدام از اين پنج عنصر برخوردار است .

با اين تفاوت كه در بعضي از شعرها ، مانند شعرهاي خاقاني و صائب ،

عنصر " تخيل" چشم گير است و در بعضي شعرها ، مانند قصايد ناصرخسرو

و شعر اكثر صوفيه و بسياري از گويندگان مشروطه ، عنصر " عاطفه" .

هم چنان كه مثلاً در حوزه ي عواطف عاشقانه نيز شعر گويندگاني مانند

شهريار و عمادخراساني از نظر " عاطفه" چشم گير است .

 در بعضي شعرها ، مانند بسياري از قصايد قاآني ، " آهنگ" ، عنصر اصلي

شعر است .


از معاصران نيز مثلاً بعضي از كارهاي توللي در قالب غزل ، به گونه اي است

كه فقط " آهنگ" شعر مي تواند تا حدي خواننده را به خود بكشد .

در بعضي شعرها ، مانند بعضي از قسمت هاي شاهنامه يا غزليات سعدي و

در عصر اخير ايرج ميرزا ، " زبان" اهميت بيش تري دارد .

در بعضي ديگر نيز " شكل" برجسته تر است.

البته شاعران بزرگ ، هميشه ، آن هايي بوده اند كه مجموع اين عناصر را به

كمال و در حد اعتدال داشته اند و نمونه ي عالي چنين شاعراني حافظ است .



دكتر كدكني در ادامه مي گويد :

ملاك شعر ضعيف و متوسط و قوي در همين است كه بعضي از تمام عناصر

يا بيش تر عناصر ، به قوت برخوردارند و بعضي از يك عنصر ،

و بعضي از تمام عناصر بهره ي كم دارند ، و بدين گونه است كه

وقتي بينش يك بعدي اهل ادب سبب مي شود يكي از اين عناصر جاي بقيه

را بگيرد ، شعري مد روز يا قرن مي شود و بعد كه عنصر ديگري

تجديد حيات كرد ، آن نوع شعر مورد استهزاقرار مي گيرد

.

قياس شود با عقيده ي شعراي قاجاري در باب سبك هندي و باز عقيده ي ما

در باب آن ها .

 

در شماره هاي آينده ، به بررسي هر كدام از اين 5 عنصر مي پردازيم ،

و مهم تر از همه اين كه اين 5 عنصر را به " ترانه" هم بسط مي دهيم .

هم چنين بررسي خواهيم كرد كه "سفرنامه" ها و " به بچه هامون چي بگيم" ها

و "شب شكن" ها و ...

هر كدام در چه جايگاه قدرتي از ترانه ان.. .

 

 

ادامه دارد ...