گام بیستم
نقد و داوری بر ترانه ، به قلم احسان سلطانی ( قسمت اول )
هواداران ترانه بسيارند ، و اينكه همه ي هواداران از يك پنجره ،
ترانه را بنگرند ، جداي از آن كه ناشدني است ، زیبا هم نيست .
از پنجره هاي مختلف مي توان ترانه را بيش تر و بهتر نِگريد و
وانگريست ،
هستند پنجره هايي كه بلندند
و قامتمان به آن ها نمي رسد تا به ترانه بنگريم ،
بايد كتاب زير پايمان بگذاريم تا قامتمان بلندتر شود ،
بايد بر روي چند كتاب برويم تا به پنجره برسيم ،
كتاب ها مي توانند مختلف باشند ،
ولي كتاب هاي " ترانه "، " انديشه " ، " هزاره ي جديد" و " نقد" بايد
جزو كتاب ها باشند ،
كتاب هاي" تنبلي" و " كدورت " و " كليشه" ما را به پنجره نمي رسانند .
اما همه ي پنجره ها به ترانه ي نوين آينده دار باز نمي شوند ،
به
ترانه ي نوين هوشيار گشوده نمي شوند ،
به ترانه ي نوين روشن ، چشم انداز ندارند.
بعضي پنجره ها رو به " ابتذال " هستند و بعضي رو به "
ديروز" .
بر آنم درباره ي شيوه ي داوري بين پنجره ي خوب و بد صحبت
كنم ،
مي خواهيم با هم ببينيم به چه ترانه اي مي گويند ترانه ي خوب ،
به چه ترانه اي مي گويند بد .
كدام ترانه ها عالي هستند و كدام ، اصلاً ترانه نيستند .
اين مقاله ، البته طولاني است و در چند قسمت به اتمام میرسد چرا که
بررسي و داوري در باب ترانه زمان مي خواهد .
پس پا به پا پيش مي رويم .
به اميد اين كه به هنگام به پايان رسيدن اين مقاله ي چند قسمتی
نگرشمان به ترانه ، حرفه اي تر از پيش شده باشد .
دكتر شفيعي كدكني مي گويد :
بايد
كوشيد و تعريف جامعي از شعر به دست داد
كه هم بر
قصايد ناصرخسرو وهم بر شاهنامه ي فردوسي و خمسه ي
نظامي و
هم بر غزليات شمس مولانا و غزليات حافظ و هم بر غزليات صائب و
بالاخره شعرهاي نيما و اخوان ثالث وبامداد ، منطبق شود و حتي نمونه هاي
درجه ي دوم و سوم شعر هر دوره
را نيز در شمول خود بگنجاند ،
به گونه اي كه شعرهاي امثال قاآني و سروش درقرن سيزدهم و شعرهاي
گويندگان عصر مشروطيت را ، با تفاوت درجاتشان ، شامل شود .
وقتي
مجموعه ي اين گونه آثار را در نظر مي آوريم ، مي بينيم كه :
شعر گره خوردگي عاطفه و تخيل است كه در زباني آهنگين شكل گرفته است
) به 5 عنصر عاطفه ، تخيل ، زبان ، آهنگ و شكل دقت كرديد ؟)
دكتر شفيعي كدكني در ادامه مي گويند :
در اين
تعريف ، پنج عنصر
اصلي
ديده مي شود ، كه هر شعر ، به گونه اي ،
از هر كدام از اين پنج عنصر برخوردار است .
با اين تفاوت كه در بعضي از شعرها ، مانند شعرهاي خاقاني و صائب ،
عنصر " تخيل" چشم گير است و در بعضي شعرها ، مانند قصايد ناصرخسرو
و شعر اكثر صوفيه و بسياري از گويندگان مشروطه ، عنصر " عاطفه" .
هم چنان كه مثلاً در حوزه ي عواطف عاشقانه نيز شعر گويندگاني مانند
شهريار و عمادخراساني از نظر " عاطفه" چشم گير است .
در بعضي شعرها ، مانند بسياري از قصايد قاآني ، " آهنگ" ، عنصر اصلي
شعر است .
از معاصران نيز مثلاً بعضي از كارهاي توللي در قالب غزل ، به گونه اي است
كه فقط " آهنگ" شعر مي تواند تا حدي خواننده را به خود بكشد .
در بعضي شعرها ، مانند بعضي از قسمت هاي شاهنامه يا غزليات سعدي و
در عصر اخير ايرج ميرزا ، " زبان" اهميت بيش تري دارد .
در بعضي ديگر نيز " شكل" برجسته تر است.
البته شاعران بزرگ ، هميشه ، آن هايي بوده اند كه مجموع اين عناصر را به
كمال و در حد اعتدال
داشته
اند و نمونه ي عالي چنين شاعراني حافظ است .
دكتر كدكني در ادامه مي گويد :
ملاك شعر ضعيف و متوسط و قوي در همين است كه بعضي از تمام
عناصر
يا بيش تر
عناصر ،
به قوت برخوردارند و بعضي از يك عنصر ،
و بعضي از تمام عناصر بهره ي كم دارند ، و بدين گونه است كه
وقتي بينش يك بعدي اهل ادب سبب مي شود يكي از اين عناصر جاي بقيه
را بگيرد ، شعري مد روز يا قرن مي شود و بعد كه
عنصر ديگري
تجديد حيات كرد ، آن نوع شعر مورد استهزاقرار مي گيرد
.
قياس شود با عقيده ي شعراي قاجاري در باب سبك هندي و باز عقيده ي ما
در باب آن ها .
در شماره هاي آينده ، به بررسي هر كدام از اين 5 عنصر مي پردازيم ،
و مهم تر از همه اين كه اين 5 عنصر را به " ترانه" هم بسط مي دهيم .
هم چنين بررسي خواهيم كرد كه "سفرنامه" ها و " به بچه هامون چي بگيم" ها
و "شب شكن" ها و ...
هر كدام در چه جايگاه قدرتي از ترانه ان.. .
ادامه دارد ...
هنارت نتیجه ی تحقیقات من است در سال های دور در مورد ترانه ،