تعاریف قدیمی ترانه ...

 

ترانه در واژه نامه ي دهخدا اين گونه معني شده :

ترانه : دو بيتي که نام ديگرش رباعي است و از اقسام شعر است که داراي

چهار مصرع است و در مصرع اول و دوم و چهارم قافيه دارد و در مصرع

سوم لازم نيست ، بعضي گويند در مصرع سوم هم بايد قافيه باشد والا همان

دوبيتي و رباعي است .


از طرفي در واژه نامه ي دهخدا و در معني واژه ي "ملحونات" آورده شده :

ملحونات : جمع ملحونه ، تا‌‌نيث ملحون اشعاري که با الحان و مقامات

موسيقي خوانده شود ، به حکم آن که ارباب صناعت موسيقي بر اين وزن

الحان شريف ساخته و طريق لطيف تاليف کرده اند و عادت چنان رفته است

که هر چه از آن جنس بر ابيات تازي سازند آن را قول خوانند و هر چه بر

مقطعات پارسي باشد آن را غزل خوانند ، اهل دانش ملحونات اين وزن

را ترانه نام کردند و شعر مجرد آن را دوبيتي خوانند .


خوب ، از اين دو تعريف تقريبا مي شه به تعريف خوبي از ترانه رسيد ،

ترانه به صورت مجرد (بدون موسيقي) همون دوبيتيه که مصرع هاي

اول و دوم و چهارم اون )و بنا به گفته ي بعضي ، مصرع سوم اون)

هم قافيه ان ،

و وقتي اين ترانه هم راه با موسيقي باشه به اون قول يا غزل مي گن .

وقتي به اون قول مي گن که موسيقي همراه با اشعار عربي باشه و وقتي

به اون غزل مي گن که موسيقي همراه با مقطعات پارسي باشه .


یاد آور میشم تعريفايي که ارائه شدن در مورد ترانه ي نوين صدق نمي کنن

و اين تعريفا ، تعريفاي قديمي ترانه هستن ...